باور هایمان را چگونه تغییر دهیم؟

در این مقاله قصد داریم در مورد این موضوع بپردازیم که باور های ما از کجا شکل میگیرند و چگونه می توانیم آنها را تغییر دهیم؟

همه ی انسان از زمان حضرت آدم تا الان به یک شکل به دنیا آمده اند و بدون هیچ گونه باور و اعتقادی .تمام اعتقاد های ما  از زمان تولد شکل میگرید اگر این  اعتقاد ها مخرب باشد به ضرر ما به پایان میرسد ولی اگر سازنده باشد به نفع ما خواهد بود.باور های ما از طریق شندین،فکر کردن،دیدن و لمس کردن تشکیل میشود.

باور چیست؟

باور به چیزی گفته می شود که انسان به آن اعتقاد قوی دارد.و نحوه زندگی خوش را نسبت به آن باور تنظیم میکند.مثلا اگر کسی که مسلمان است زندگی خود را به صورتی که پیامبر گفته است برنامه ریزی میکند ولی اگر کسی مسیحی است زندگی خود را به صورتی که حضرت عیسی گفته طرح ریزی میکند.اینها همه نشانه اعتقاد های ما دارند که چقدر نقش مهمی در زندگی هر انسانی میتواند داشته باشد.

باورهای ما چگونه شکل می گیرند؟

از طریق شنیدن

یکی از راه هایی که در ما ایجاد باور میکند شنیدن است.ما از طریق شنیدن اطلاعاتی را دریافت میکنیم و مغز ما آن اطلاعات را پردازش میکند و سپس در ما اعتقادی ایجاد میکند.یکی از وظایف ضمیر ناخود اگاه ما ایحاد باور در ماست و به این توجه نمی کند که آن باور مخرب است یا سازنده.

چند مثال در مورد ایجاد باور از طریق شنیدن

وقتی  در دوران کودکی ما یک شیطنتی میکردیم از طرف والدین خود دچار سرزنش با تنبیه بدنی میشدیم

در این حالت ضمیر ناخود اگاه اطلاعات را دریافت و پردازش میکرد و اغتقادی در ما میساخت که مثلا من دوست داشتنی نیستم،من چقدر گیچ هستن که پدر و مادرم مرا سرزنش میکنند،من چقدر بچه بدی هستم…

در این نمونه با یک سرزنش والدین چقدر باور های بد در کودک ایجاد میشود  و میتواند آینده کودک را نابود کند

یا وقتی در مدرسه ما نمیتوانستیم مسئله ایی را حل کنیم توسط هم کلاسی ها و معلممان تحقیر می شدیم و بعد از آن ،این اعتقاد در ما شکل میگرفت که ما در آن درس بسیار ضعیم هستبم و نمی توانیم در آن نمره خوبی بگیریم.

این همان مثالی است چرا ما از بعضی درس ها خوشمان می اید ولی از بعضی درس ها متنفریم.این ریشه در اعتقاد های ما دارد.

از طریق فکر کردن

یکی دیگر از  راههای ایجاد باور در ما  تمرکز کردن یا فکر کردن در مورد یک چیز  است.مثلا اگر ما بیشتر اوقات به بدبحتی های زندگی فکر کنیم در این حالت معتقد می شویم  که زندگی چقدر بد است ولی اگر به خوشی های زندگی توجه کنیم باور ما این میشود که زندگی چقدر عالی است.پس با نحوه فکر کردن و تمرکز کردن ما ،باور های ما ایحاد میشود پس ما دانستن این نکته چرا  از این به بعد به خوشی های زندگیمان توجه نکنیم تا از زندگی خودمان لذت نبریم؟

از طریق دیدن

دیدن و نگاه کردن هم یکی از راه های ایجاد باور است.مثلا وقتی ما به اخبار های ناگوار نگاه میکنیم و تصاویر جنازه ایی را میبینم در حالت اعتقادی در ما ایجاد میشود که زندگی چقدر بد است یا زندگی یعنی کشیدن زجر و در نهایت مردن

ولی اگر تصاویری مثل گل و گنجشک را ببینینم در این حالت معتقد می شویم  که زندگی چقدر قشنگ و دوست داشتنی است

پس درنگاه کردنمان دقت بسار زیادی بکنیم تا در ما  اعتقاد های خوبی ایجاد شود.

از طریق لمس کردن

ما از طریق لمس کردن اطلاعاتی را دریافت میکنیم و به وسییله ان اطلاعات در ما اعتقادی ایجاد میشود. عنوان مثال وقتی برای اولین باور به بخاری خانمان دست زدیم باور کردیم که بخاری گرم است و نیابد به ان دست زد.این یک نوع اعتقاد است که ما را از اجسام داغ محافظت میکند.

چگونه باور هایمان را تغییر دهیم؟

استفاده از جملات تاکیدی مثبت

جملات تاکیدی جملاتی مثبت هستند که با تکرار آنها ما اطلاعاتی را به ضمیر ناخودآگاه خود می دهیم و ضمیر ناخودآگاه آن اطلاعات را دریافت و پردازش می کند و بر اساس آن باور هایی در ما می سازد.مثلا وقتی که می گوییم من انسان خلاقی هستم،ضمیر ناخودآگاه این را دریافت می کند و بر اساس آن عمل می کند و در نتیحه باعث می شود خلاقیت ما زیاد تر شود و با دیدن خلاقیت خودمان ،باور های ما نیز تقویت می شود.

تجسم کردن

ذهن ما هیچ فرقی بین تجسم و واقعیت قائل نمی شود و ما از این طریق می توانیم باور های عالی بسازیم.شاید در بار اول نتوانیم خوب تجسم کنیم ولی بعد از مدتی که تمرین کنیم می توانیم این کار را انجام بدهیم.مثلا وقتی که می خواهیم برای اولین بار به باشگاه برویم از وزنه های سبک استفاده می کنیم و آرام آرام وزنه ها را سنگین تر می کنیم.

وقتی ما یک جمله ایی را بارها و بارها تکرار میکنیم یک مسیر عصبی تازه ای در مغز ما شکل میگیرد

و به وسیله ان مسیر عصبی ما عملکرد های متفاوتی از خود نشان میدهیم.

در هر دقیقه میلیون ها سلول در حال تولید مثل و از بین رفتن هستند و در بین این ها، اطلاعاتی رد و بدل مبشود که از ضمیر ناخوداگاه دریافت کرده اند اگر ما به ضمیر ناخود آگاه ما از طریق جملات تاکید مثبت و تجسم کردن  و نوشتن اطلاعاتی را به طور مکرر وارد کنیم.این اطلاعات از طریق ضمیر ناخود اگاه به تمام سلول های بدن منتقل میشود و بدین وسیله هم باور های ما تغییر میکند و هم عملکرد بدن ما نیز متناسب با آن اطلاعات فعالیت خواهد کرد.

 

 

۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *