یکی از مسائلی که اکثر افراد با آن درگیر هستند این است که نمی دانند از زندگی خودشان چه چیزهایی میخواهند و برای چه زندگی می کنند.در این مقاله قصد دارم با گفتن چندین راه کار بتوانید به راحتی خواسته های واقعی خودتان را پیداکنید و یک جهت جدیدی به زندگی خودتان بدهید.

به نظر شما خواسته های واقعی ما چه چیزهایی میتواند باشد؟

اصولا خواسته های ما یا چیزهایی هستند که ما نداریم و یا چیزهایی هستند که فکر می کنیم با داشتن آنها به احساس خوب می رسیم.

اول از همه بریم به چیزهایی که ما نداریم یعنی چیزهایی که در تضاد با ما هستند.

قانون تضاد به طور خلاصه این طور بیان می کند که:

تمام جهان با برخورد با یک تضاد به شناخت خواسته های خودش می رسد.

مثلا یک زمانی کفش وجود نداشت و انسان با پای برهنه راه می رفت، بعد به علت زخمی شدن پاهایش و برای اینکه بتواند راحت تر راه برود، کفش روااختراع کرد. حالا در این مثال تضاد بین ناخواسته (یعنی زخمی شدن پاها) و خواسته (راه رفتن راحت تر و بدون دردسر) باعث شد تا انسان به فکر اختراع کردن کفش بیافتد.

همه چیزهایی که بدست بشر درست شده به همین ترتیب به وجود آمده است، یعنی ابتدا انسان به یک ناخواسته برخورد کرده و بعد به دلیل برخورد به این ناخواسته، متوجه شده که چه چیزی را می خواهد. یعنی خواسته خودش را فهمیده و بعد با تمرکز کردن بر روی خواسته توانسته به آن برسد. واقعاً اگر دقت کنیم، می بینیم که تمام چیزهایی که الان در جهان وجود دارد به همین ترتیب درست شده است مثل ماشین، هواپیما، خانه ها، تلفن، کامپیوتر و……

 

 

در هنگام برخورد با نا خواسته چه کارهایی را انجام بدهیم؟

اغلب افراد در برخورد با ناخواسته ها با تمرکز کردن بر روی همان ناخواسته ایی که برایشان اتفاق افتاده ،باعث بدتر شدن شرایط میشوند. در حالیکه عکس العمل درست این است که، با برخورد با ناخواسته ما باید فکر کنیم و ببینیم ، حالا که این ناخواسته اتفاق افتاده است، در اصل خواسته ما چه چیزی است و باید روی آن تمرکز کنیم و با توجه به خواسته به جای ناخواسته به هدفمان برسیم.

برای مثال  شما ماشین ندارید و در یک روز سرد دارید پیاده در خیابان راه می روید و سرما دارد شما را اذیت میکند، در این حالت شما با خودتان فکر می کنید که من میخواهم یک ماشین داشته باشم تا مجبور نشوم در هوای سرد پیاده بیرون بروم.

مقاله پیشنهادی:باور ها چگونه زندگی ما را تغییر می دهند

یا یک مثال  دیگه، فرض کنید مجبور می شوید تا یک سری وسایل داخل خانه را جابجا کنید ولی بعد از زمان کوتاهی به شدت خسته می شوید و متوجه می شوید که بدن شما توانایی انجام کارهای سنگین را ندارد. در این حالت خواسته شما باید داشتن بدنی سالم و قوی باشد ،پس می توانید با توجه کردن به این خواسته و در حقیقت تنظیم یک برنامه ورزشی منظم به اون خواسته برسید.

اصل قانون واقعاً ساده است و اگر ازش درست استفاده کنیم زندگی ما خیلی آسان تر می شود.
پس، در برخورد با ناخواسته ها باید به خودمان بگویم که حالا که من با این ناخواسته برخورد کردم، خواسته من چه چیزی است؟ بعد با تمرکز بر روی آن خواسته و حرکت به سمت رسیدن به آن خواسته، می توانیم به آن برسیم.

یعنی اینکه اگه از لحاظ بدنی کاملا سالم باشیم خواسته ی ما حتما سلامتی نخواهد بود چون داریم یا اگه به استقلال مالی رسیده باشیم خواسته ما ثروت نخواهد بود ولی اگر دچار بیماری باشیم بدون شک خواهان سلامتی خواهیم بود،یا اگر از لحاظ مالی دچار  کمبود باشیم خواسته ی ما ثروت خواهد بود  یا اگر مجرد باشیم خواسته ی ما ازدواج خواهد بود. پس می بینم که خواسته های ما چیز هایی است که نداریم و می خواهیم داشته باشیم.

ما از این طریق میتوانیم به راحتی خواسته های خودمان را در طول روز هر موقعی که به کمبود برمی خوریم پیدا کنیم و بنویسیم.مثلا اگه هنگام رفتن به سرکار دچار مشکلاتی مانند نداشتن اتومیبل یا سرد و گرم بودن یا زیاد بودن مسافت بین محل کار یا خانه می شوید ،با این حساب میفهمید که به چی نیاز دارید مثلا با خودتون می گید که من هنگام رفتن به سرکار زیاد در مترو می مانم پس به یک اتومیبل شخصی نیاز دارم یا می گید که محل کار من با خونم زیاد مسافت داره پس من یا محل کارم را به خانه باید نزدیک کنم یا خانه جدید تو دوره بر محل کارم داشته باشم،یا این حساب شما میتوانید به راحتی نیاز های خودتون رو پیدا کنید.

اگر شما الان چیز های زیادی را ندارید و در هر بخش از زندگی تان دچار کمبود هستید به جای ناراحت شدن باید خوشحال نیز باشید، چون دو تا مزیت فوق العاده را دارید اولیش اینه که نیاز های واقعی خودتان را کاملا خواهید شناخت و دوما میتوانید از این به عنوان سوخت و انگیزه برای بدست آوردنش استفاده کنید .

در واقع تضاد ها ،دوست های ما هستند و میخواهند ما رشد کنیم.

مقاله پیشنهادی:چگونه همیشه با انگیزه بمانیم؟

برای مثال این داستان ر بگم براتون که این موضوع کاملا جا بیوفته

روزی مردی مشغول تماشای پروانه‌ای بود که برای بیرون آمدن از سوراخ ریز پیله‌اش تقلا می‌کرد، مرد دلش به حال پروانه سوخت و تصمیم گرفت به او کمک کند، بنابراین سوراخ پیله را گشاد کرد و پروانه به راحتی از پیله خارج شد. اما آن پروانه هرگز قادر به پرواز کردن نشد و تا پایان عمر مانند یک کرم خاکی خزید!!!

در این داستان، “محدودیت پیله” که آن مرد آنرا یک مانع برای پروانه می‌دانست، موهبتی بود که خداوند در پاسخ به درخواست پروازِ پروانه، به او عطا کرده بود… زیرا تقلای پروانه برای خارج شدن از سوراخ ریز، باعث ترشح مایعی از بدنش می‌شود که به او امکان پرواز می‌دهد…
بنابراین چیزهایی که ما محدودیت، مشکل یا مانع می‌پنداریم و ترجیح می‌دادیم هرگز آن‌ها را تجربه نکنیم، موهبت‌هایی هستند برای بالا بردن استاندارهای ما تا مانند آن پروانه مجبور نشویم برای تمام عمر بخزیم و “پرواز با بالهایمان” را بجای فلج بودن و خزیدن بر روی زمین، برگزینیم…
این مأموریت ناخواسته، تمام آن چیزی است که ما آنرا مشکل می‌پنداریم و روبرو شدن با این ناخواسته‌ها، وسیله ایست برای واضح شدن هدف زندگی ما. تا درک کنیم که
مشکلات، دلیل اصلی موفقیت ما هستند!!!

رسیدن به احساس خوب

دومین چیزی که خواسته های ما هستند Tچیز هایی هستند که فکر می کنیم با داشتن آنها به احساس خوب می رسیم.

یعنی اینکه ما چیز هایی رو می خواهیم که بهمون احساس خوب می دهد و از چیز های که به ما احساس بد میدهند دوری می کنیم.مثلا فکر می کنیم که اگه با فلان کس ازدواج کنیم به احساس خوب می رسیم یا اگه فلان خونه رو داشه باشم به احساس خوب می رسم یا فلان قدر درامد داشته باشم به احساس خوب میرسم و همچنین ما از چیز هایی که بهمون احساس بد میدن دوری می کنیم ،مثلا دعوا کردن برای ما احساس بدی ر میدهد و به خاطر همین است که از آن همیشه دوری مکنیم  یا از کسی که زیاد خوشمان نمی آید، به این دلیل که به ما احساس بد رو منتقل می کند و به خاطر همین است که از آن دوری می کنیم.

پس فهمیدیم که یکی از دلایل خواسه های ما رسیدن به احساس خوب است و این احساس به ما بسیار کمک میکند که خواسته های خودمان را خوب تر بشناسیم.

مقاله پیشنهادی:فقط پنج ثانیه با موفقیت فاصله دارید!

ولی این نکته رو بگم که باید در طول رسیدن به خواسته ها نیز این احساس خوب را در خودمان باید ایجاد کنیم .چون اساس اصلی برای رسیدن به هر موفقیتی داشتن یک احساس خوب در هر لحظه است. مثلا اگر شما وقتی حالتان و احساس تان خوب باشد، خوب تر تلاش می کنید یا وقتی که احساس و حالتان بد باشد؟

مسلما وقتی که احساس تان خوب باشد و این احساس خوب برای تان  اتفاقات خوب ر میاورد و این اتفاقات خوب احساس شما ر خوب تر می کند و این احساس خوب تر ، اتفاقات خوب تر را برای شما به وجود می آورد واین چرخه ادامه پیدا میکند و این یعنی اینکه شما از هر لحظه ایی که نفس می کشید لذت می برید.

و یکی از راه هایی که میتوانید از این طریق اکثر اوقات دارای احساس خوب باشید شکر گذار ی کردن و توجه کردن به داشته ها است.

دانلود pdf مقاله

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *