ماتریس آیزنهاور ابزاری در اختیار ما قرار می دهد تا بتوانیم با استفاده از آن ،کارهای خودمان را مدیریت کنیم.

ما با استفاده از ماتریس آیزنهاور می توانیم کارهای خودمان را اولیت بندی کنیم و بدانیم که چه کاری برای ما صلاح است و چه کاری صلاح نیست.

من تقریبا در سالهای حدود ۸۹ تا ۹۶ هندبال بازی می کردم و در سالهای اولی که این ورزش را انجام می دادم بسیار تمرین می کردم،ولی هیچ نتیجه ای را نمی گرفتم و بعضی از دوستانم که از من کمتر تلاش می کردند،در تیم انتخاب می شدند تا در مسابقات کشوری حضور پیدا کنند.

من در آن زمان از خودم سوال پرسیدم که چرا من با وجود اینکه زیاد تلاش می کنم ولی نمی توانم در تیم جایی داشته باشم؟

شاید شما هم در زندگی خودتان تلاش های زیادی را انجام داده اید ولی تا به حال به یک نتیجه ایده آل دست پیدا نکرده اید و همیشه این سوال را از خودتان پرسیده اید که چرا من با وجود اینکه زیاد تلاش می کنم ولی نتیجه مدنظر خودم را نمی گیرم؟

شاید پاسخ سوال های خودمان را بتوانیم از ماتریس آیزنهاور استخراج کنیم و علت را بدانیم که چرا با وجود اینکه زیاد تلاش می کنیم ولی نتیجه نمی گیریم.

 

 

تقسیم بندی کارهای از نظر ماتریس آیزنهاور

 

آیزنهاور،رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۵۴ بود.آیزنهاور در یک سخنرانی بین المللی حرف های بسیار جالبی زد و پس از آن از این صحبت ها به عنوان ماتریس آیزنهاور یاد می شود.

خلاصه صحبت های آیزنهاور این بود که : کارهای ما دو نوع هستند; فوری ها و مهم ها

فوری ها مهم نیستند و مهم ها هم اکثرا فوری نیستند.

ما از صحبت های آیزنهاور می توانیم به این نتیجه برسیم که مدیریت کارها به این معنی نیست که تمام کارها را انجام بدهیم بلکه فقط می توانیم مهم ترین های آن را انجام بدهیم.

شاید در اینجا مطرح کردن اینکه کارهای مهم شامل چه کارهایی است و کارهای فوری شامل چه کارهایی است؛خالی از لطف نباشد;

کارهای مهم:کارهایی است که اگر آنها را انجام بدهیم به اهدافمان می رسیم

کارهای فوری:کارهایی هستند که باید فورا انجام بشود و معمولا باعث می شود که دیگران به اهدافشان برسند.

 

مقاله پیشنهادی:زمان خود را چگونه کنترل کنیم؟

 

ما وقتی که در برنامه ریزی کارهای مان بدانیم که کدام کار مهم است و کدام کار فوری است،با دید متفاوت تری به مسئله نگاه خواهیم کرد و خواهیم دانست که کدام کار باید انجام بدهیم و کدام کار را انجا ندهیم.

ماتریس آیزنهاور کار ها را به چهار قسمت،تقسیم بندی می کند که شامل:

فوری و مهم

فوری ولی غیر مهم

غیر مهم و  غیر فوری

مهم ولی غیر فوری

 

فوری ها و مهم ها

 

کاری که هم فوری باشد و هم مهم باشد،به آن می گویند کار ضروری و باید انجام بشود.

مثلا زمانی که دچار بیماری یا دندان درد می شویم و باید فورا تحت معالجه قرار بگیریم و اگر کار آن را انجام ندهیم تبعات زیادی را برای ما خواهد داشت.

این دسته کار ها خودشان به دو دسته تقسیم بندی می شوند.

دسته اول کارهایی هستند که خودمان از قبل متوجه شده ایم .مثلا شب قبل با خودمان قرار گذاشته ایم که فردا به پزشک مراجعه کنیم تا بیماری مان را درمان کند.

دسته دوم کارهایی هستند که دم بزن گاه برای ما پیش می آید،مثلا در حال تکمیل کردن پروژه ای هستید که یهویی مادرتان یا همسرتان به شما می گوید برو دم کوچه چند کیلو سبزی بگیر و بیا…(این کار مهم و فوری است و اگر انجام نشود شاید تبعات جبران ناپذیری خواهد داشت پس مواظب این نوع کارها باشید.)

ما از آنجایی که علم پیشگویی نداریم،پس لازم است در طول روز زمان خالی برای انجام دادن کارهای ضروری بگذاریم.

 

مقاله پیشنهادی:مسائل زندگی مان را چگونه حل کنیم؟

 

فوری ها ولی غیر مهم

کاری که فوری باشد ولی غیر مهم و اگر آن را انجام بدهیم یعنی حماقت کرده ایم.

مثلا وقتی که در حال انجام کار بسیار مهمی هستید،یهویی دوستتان به شما زنگ می زند و ساعاتی را با او گرم صحبت کردن می کنید.

این نوع کارها را می توانیم به کس دیگری یا یک زمان دیگری موکول کنیم تا بتوانیم با تمرکز بیشتری کارهای اصلی خودمان را انجام بدهیم.

 

غیر فوری و غیر مهم

کاری که نه فوری باشد و نه مهم باشد بهش می گویند بطالت

مثلا خیلی از ما زمانمان را به بطالت می گذرانیم و کارهایی را انجام می دهیم که نباید انجام بدهیم مثلا پرسه زدن در شبکه های اجتماعی.

ما ساعات زیادی را در شبکه های اجتماعی بدون هدف می گذرانیم و هیچ برداشت مثبتی هم از این کارمان نداریم ولی بازهم انجام می دهیم.

 

مهم ولی غیر فوری

کاری که مهم باشد ولی غیر فوری باشد به آن می گویند زکاوت

این همان کارهایی است که اگر در زمان درست انجام بدهیم به اهداف خودمان می رسیم.کارهایی هستند که هی می خواهیم به تعویق بندازیم و کسی هم به انجام دادن آن علاقه ندارد.

مثلا یک نمونه از این کارها،آموزش دیدن است.آموزش دیدن کار بسیار مهمی است ولی فوری نیست و به خاطر همین هی امروز و فردا می کنیم و کسی هم به آموزش دیدن علاقه نشان نمی دهد.

ولی کسی که در زمینه های مختلف آموزش می بیند،می تواند در آن زمینه بدرخشد چون افراد کمتری وجود دارد که در آن زمینه آموزش دیده اند، چون برایشان فوری نیست.

ولی اگر امروز و فردا بکنیم،آرام آرام کارهای مهم و غیر فوری به سمت کارهای مهم و فوری خواهند رفت واین باعث می شود که ما نتوانیم به اهداف مان برسیم.

کسانی که به موفقیت های بزرگی رسیده اند ،افرادی پیشرو بوده  اند چون کارهایی انجام داده اند که غیر فوری بود.

 

 

 

چگونه از ماتریس آیزنهاور استفاده کنیم؟

 

برای اینکه بتوانید از ماتریس آیزنهاور استفاده کنید باید هر شب قبل از خواب لیست کارهای فردای خودتان را آماده کنید و بعد از اینکه لیست کارهای فردای خودتان را نوشتید باید چند تا سوال از خودتان بپرسید و لیست خودتان را تکمیل کنید:

  1. کدام یک از کارهایم را می توانم به فرد دیگری واگذار کنم؟
  2. کدام کارم را می توانم اصلا انجام ندهم؟
  3. کدام یک کار ضروری است؟
  4. کاری که من را به سمت هدفم می رساند،کدام است؟

وقتی که تمام اینها را در لیست خودتان مشخص کردید،یعنی زمانی که فهمیدید کدام کار را به دیگران واگذار کنید ،کدام کار را اصلا نباید انجام بدهید و کدام را باید فردا حتما انجام دهید و کدام کاری است که شما را به هدفتان می رساند و… در این حالت به شما پیشنهاد می کنم که ابتدا کار ضروری را انجام بدهید و بعدا به سراغ کار مهم ولی غیر فوری بروید وآن را انجام بدهید.

 

مقاله پیشنهادی:استرس خودمان را چگونه کم کنیم؟

 

در کل ماتریس آیزنهاور می گوید که کارهای تان را به دو قسمت تقسیم کنید:

  1. آنهایی که باید رویشان تمرکز کنید
  2. آنها که نباید اصلا انجام بدهیم

با رعایت این ماتریس می توانید کارهای فوری و کارهایی که شما را به اهدافتان می رساند را انجام بدهید و باید این کار را آنقدر انجام بدهید تا مسیر عصبی آن در مغزتان شکل بگیرد.

 

 

دانلود مقاله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *