با افراد مسخره کننده چگونه برخورد کینم؟

یک روز در سلف دانشگاه در جای همیشگی ام نشسته بودم و نهار می خوردم.هوا سرد بود و من هم کلاه بافتنی که مادربزرگم در آخرین سال عمرش برایم بافته بود را سرم کرده بودم.

مادربزرگم در آخرین سال عمرش کلاه رو به من هدیه کرده بود و شاید زیباترین کلاه نبود.اما من عاشقش بودم،آخرین هدیه ی مادربزرگم برای من از همه چیز ارزشمند بود.

آن روز در میز کناری هم چند دانشجو نشسته بودند و داشتند نهار میخوردند.یکی از دانشجو ها به کلاه من نگاه کرد و با اشاره به کلاهم با دوستانش شروع به خندیدن و مسخره کردن کردند.

عصبانی نشدم،ولی بسیار خجالت کشیدم و شرمنده شدم،و برای همیشه کلاه رو از سرم برداشتم و دیگر نتوانستم آن کلاه را به سرم بگذارم.

آن روز پسرا با مسخره کردن کلاه من چیز خاصی را به دست نیاوردند،ولی من خیلی چیزها رو از دست دادم،هدیه و یادگار مادربزرگم و عشقی که پس این کلاه بود را نیز از دست دادم.

با نگاه کردن به این داستان متوجه می شویم که خیلی از این مدل انسان هایی دوره بر ما هستند که با مسخره کردن، اهداف و آرزوهای ما را می دزدند.

وهمیشه یک بقیه ایی وجود دارد که نمی گذارند به اهداف و آرزوهای خودمان برسیم و همیشه در کارهای ما دخالت می کنند و با سنگ اندازی و مسخرخ کردن ما،نمی گذارند به کار خودمان ادامه بدهیم.این گونه افراد در همه ی دنیا وجود دارند و مختص من وشما نیستند و در هر شرایطی حاضر هستند کار ما را خراب کنند.جالب این جاست که شما هر کاری را انجام بدهید برای کار شما ،یک حرفی دارند و آن حرف می تواند مسخره کردن شما باشد یا جنبه ی منفی کار شما.

 

 

شکارچی پرنده، سگ جدیدی خریده بود، سگی که ویژگی منحصر به فردی داشت. این سگ می توانست روی آب راه برود. شکارچی وقتی این را دید، نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید.

برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغابی در برکه ای آن اطراف دعوت کرد.

او و دوستش شکار را شروع کردند و چند مرغابی شکار کردند. بعد به سگش دستور داد که مرغابی های شکار شده را جمع کند. در تمام مدت چند ساعت شکار، سگ روی آب می دوید و مرغابی ها را جمع می کرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره این سگ شگفت انگیز نظری بدهد یا اظهار تعجب کند، اما دوستش چیزی نگفت.

در راه برگشت، او از دوستش پرسید:

آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟

دوستش پاسخ داد: آره، در واقع، متوجه چیز غیرمعمولی شدم. سگ تو نمی تواند شنا کند.

یعنی هرکاری که بکنید، بعضی از افراد همیشه به ابعاد و نکات منفی توجه دارند و برای دیدن توانایی های دیگران کور و کر هستند

و به همین خاطر با مسخره کردن میخواهند جلو پیشرفت آنها را بگیرند چون به جز این کار ،هیچ کاری از دستشان بر نمی اید.

 

 

حتما برای شما نظری دارند.

 

وقتی که شما هر چیزی را به بقیه بگید،حتما یک حرف دیگری را برای شما دارند و به خودشان اجازه می دهند بدون اینکه بدانند هدف شما چه چیزی است،خواسته شما چیست،امکانات شما چیست،از جایگاه و شرایط شما خبر داشته باشند،حتما برای شما یک چیزی را تجویز می کنند.

روزی پدر و پسری با یک الاغ به شهری وارد می شوند که در ابتدا هر دوی آنها سوار الاغ بودند.مردی این صحنه را می بیند و می گوید:عجب انسان های ظالمی هستند که الاغ در حال مردن است و اینها ملاحظه نمی کنند ،هر دو سوار الاغ شده اند.

با این حرف پدر از الاغ پیاده می شود و پسر سوار الاغ می شود.مرد دیگری این صحنه را می بیند و می گوید:عجب پسر بی انصافی،پدر خود را پیاده کرده است وخودش سوار الاغ شده است.

بعدا پدر سوار الاغ می شود و پسر پیاده به راه خودشان ادامه میدهند.مرد دیگری این صحنه را میبیند ومیگوید :عجب پدر ظالمی،خودش سوار الاغ شده است وپسرش را پیاده کرده است.

با این حرف ها، تصمیم می گیرند که هر دو پیاده به راه خودشان ادامه دهند.در این حال مرد دیگری این صحنه را میبیند و می گوید:عجب نادان هایی هستند در حالی که الاغ دارند و خودشان پیاده می روند.

خلاصه در دوره بر ما این مدل انسان های زیادی هستند که میخواهند زندگی ما را تحت کنترل خود بگیرند و همیشه در کارهای ما سرک می کشند و این افراد نمی توانند وارد زندگی ما بشوند به شرطی که ما خودمان اجازه بدهیم.

 

جنگجویی از استادش پرسید : بهترین شمشیرزن کیست؟

استادش پاسخ داد : به دشت کنار صومعه برو . سنگی آنجاست . به آن سنگ توهین کن.

شاگرد گفت : اما چرا باید این کار را بکنم؟ سنگ پاسخ نمی دهد.

استاد گفت : خوب با شمشیرت به آن حمله کن.

شاگرد پاسخ داد : این کار را هم نمی کنم . شمشیرم می شکند و اگر با دستهایم به آن حمله کنم ، انگشتانم زخمی می شوند و هیچ اثری روی سنگ نمی گذارد .

من این را نپرسیدم . پرسیدم بهترین شمشیرزن کیست ؟

استاد پاسخ داد : بهترین شمشیر زن ، به آن سنگ می ماند ، بی آنکه شمشیرش را از غلاف بیرون بکشد ، نشان می دهد که هیچ کس نمی تواند بر او غلبه کند.

در ادامه به این موضوع می پردازیم که اصلا چه کسانی ما را تحقیر می کنند و به کار های ما کار دارند.

هر کاری کنید حرف دارند

روزی یک معلم در کلاس ریاضی شروع به نوشتن بر روی تخته ‌سیاه کرد.

۹*۱=۷

۹*۲=۱۸

۹*۳=۲۷

۹*۴=۳۶

۹*۵=۴۵

۹*۶=۵۴

وقتی کارش تمام شد به دانش‌آموزان نگاه کرد، آن‌ها دیگر نتوانستند جلوی خود را بگیرند و شروع به خنده کردند.

وقتی او پرسید چرا می‌خندید، یکی از دانش‌آموزان اشاره کرد که معادله اولی اشتباه است.

معلم پاسخ داد: “من معادله اول را عمدا اشتباه نوشتم، تا درسی بسیار مهم به شما دهم.

دنیا با شما همین‌گونه رفتار خواهد کرد. همان‌طور که می‌بینید من ۵ معادله را درست نوشتم، اما شما به آن‌ها هیچ اهمیتی ندادید.

همه‌ی شما فقط به خاطر آن یک اشتباه به من خندیدید و من را قضاوت کردید.

دنیا همیشه به خاطر موفقیت‌ها و کارهای خوبتان از شما قدردانی نمی‌کند، اما در مقابل یک اشتباه سریع با شما برخورد خواهد کرد.

پس قوی‌تر از قضاوت‌های دیگران باشید.

چه کسانی ما را مسخره می کنند؟

 

 

 

بد خواهان ما

کسانی هستند که واقعا می خواهند ما موفق نشویم،چون موفق شدن ما یعنی شکست خوردن آنها.چون ممکن است ما را با آنها در جاهایی مثل خانواده ، استخدام در یک شرکتی  و انتخاب کردن در تیمی و امثالی از این دست ها مقایسه کنند.در صورتی که ما پیشرفت کنیم و موفق شویم و چون آنها هیچ گونه برای خود زحمتی نمی دهند که پیشرفت کنند دراین صورت از ما عقب می افتند و این یعنی شکست آنها.

منفی نگر ها

منفی نگر ها همان کسانی هستند که همیشه حال ما را خراب می کنند و با گفتن جملاتی مانند من میدانم موفق نمی شوی،تو نمی توانی این کار را انجام بدهی ،نکن ها خراب می کنی،الان در این اوضاع که نمی شود کار کرد،چرا فکر می کنی تو فقط عقلت به این چیز ها میرسه و امثالی از این دست ها و همیشه منتظر هستند که ما در کارمان یک شکستی بخوریم تا حرف های شان را به ما ثابت کنند و می گویند که دیدی گفتم نمی تونی،من که قبلا به تو گفته بودم و….. . و آنقدر در مورد همه چیز منفی می گویند که ما را هم از ادامه دادن به مسیرمان نا امید می کنند.

چند تا قورباغه از جنگلی می گذشتند.در جلوی راه آنها گودالی بسیار عمیقی بود و دور تا دور گودال بسیار لیز و صاف بود.

یکی از این قورباغه ها گودال رو ندید و افتاد داخل آن و ابتدا هرچه تلاش کرد نتواست از آن گودال بیرون بیایید.

قورباغه های دیگر به جای اینکه به او کمک کنند شروع به مسخره کردن و تحقیر کردنش میکردند و میگفتند:

بیچاره

بدبخت

مگه کور بودی

بمیر اونجا و امثالی از این حرف ها

این نوع قورباغه ها هم در دوره بر ما زیاد دیده می شوند وبا دیدن اولین شکست  شروع به مسخره کردن و تحقیر کردن ما میکنند.

نا موفق ها

نا موفق ها که اکثرا قشر والدین را هم شامل می شود که برخی از آنها از سر دلسوزی به اشتیاه کار هایی را انجام میدهند مثلا می گویند : ببین من این راه رو رفتم و موفق نشدم و از آن راه نرفتم.پس اگر تو این راهی که من نرفتم  را بری حتما موفق می شوی.

در دوران کودکی ماهی داخل آکواریوم می خواست یک چیزی را به من بگوید.تا دهناش را میخواست باز کند آب میرفت داخل دهانش و نمی توانست چیزی را بگوید.

دست کردم داخل آب تا ماهی را در بیاورم.

شروع کرد از خوشحالی و شادی بالا و پایین پریدن،منم دلم نیامد دوباره داخل آب بیندازم.آنقدر بالا و پایین پرید که خسته شد و خوابید.

دیدم بهترین موقع است تا وقتی که خواب است دوباره به داخل آب بیندازم.

ولی چند ساعت بود که بیدار نشده بود یعنی فکر می کردم بیدار شده بود ولی دیده بود که دوباره داخل آب است قهر کرده بود و خودش را به خواب زده است!

این داستان رفتار آدم هایی است که کنار ما زندگی می کنند.ما آنها را دوست داریم و آنها نیز ما را دوست دارند ولی از شرایط ما ،اهداف ما خبر ندارند و فقط در دنیای خودشان دارند بهترین راهنمایی ها و رفتار ها را با ما می کنند.

موفق ها

کسانی که قبلا با یک راهی موفق شده اند و فکر می کنند این راه برای همه ،همیشه جواب میدهد.که اکثر می گویند که مگه آن زمان ما چیکار کردیم رفتیم استخدام شدیم دیگه.شرایط الان تغییر کرده است و تغیراتی صورت گرفته است و عموما این افراد متوجه این موضوع نمی شوند و وقتی در باره ی ایده های الان با آنها بحث می کنیم آنها شروع به ناکارآمد بودن ایده های ما صحبت می کنند و بعضی اوقات هم به ایده های ما می خندند.

در ادامه چندین راهکارهایی را پیشنهاد می کنیم که جلو مسخره شدن آرزو های شما را می گیرد.

 

با افراد مسخره کننده چگونه رفتار کنیم؟

 

 

 

با کی صحبت بکینم

عموما حرف زدن و بحث کردن ما را از رسیدن به اهدافمان نگه می دارد.تحقیقی انجام شده است که بعد از بررسی هایی نشان می دهد که افرادی کههه در مورد آرزوهایشان حرف می زنند، هورمونی در مغز آن ها ترشح می شود که مغز احساس می کند که به آن خواسته رسیده است.بنابراین برای آن تلاش نمی کند،پس یاد بگیریم که در مورد اهدافمان با کسی حرف نزنیم.

بعضی از افرادی هستند تا وقتی ایده ای به ذهنشان می رسد،فورا با اولین کسی که ملاقات می کند،مطرح می کند و ممکن است آن فرد هم با مسخره کردن ایشان کلا ایده خود را به فراموشی بسپارد و در نتیجه نمی تواند در کار خود موفق شود.

جلوی ما گارد می گیرند

حواس ما باشد وقتی که میخواهیم کار متفاوتی را انجام بدهیم،طبیعی است که دیگران جلوی ما گارد بگیرند.پس توقع نداشته باشید که بدون هیچ گونه مزاحمتی از دیگران به موفقیت برسید.در این باره گاندی یک جمله بسیار زیبایی می گوید:

اول شما را نادیده می گیرند

بعد به شما خواهند خندید

سپس با شما خواهند جنگید

و بعد شما برنده خواهید شد

اگر به زندگی نامه افراد موفق نگاه کنید و ببینید که کدام یک از آنها توانسته اند بدون مشکلات و مسخره شدن و سنگ انداری به موفقیت برسند.قطعا سختی های زیادی را تحمل کرده اند و شکست های زیادی را خورده اند ،چون اگر کار ساده ایی بود همه ی افراد دنیا موفق می شدند.کارهای سخت را هر کسی انجام نمی دهد وهمیشه کارهای بزرگ کارهی سختی است که دیگران حاضر نیستند انجام بدهند.

وارد بحث نشوید.

به عده افرادی در دوره بر ما هستند که وقتی چیزی به آنها می گویید و با متوجه می شوند که می خواهید چه کاری را انجام بدهید،فورا می آیند و نظر می دهند و می گویند که

نکن این کار رو ها اشتباهه

تو که نمی تونی این کار را انجام بدهی

اخه مادرت این کاره است یا پدرت،مگه خودتو چی فرض کردی که می خوای این کار رو انجام بدی

عمرا نمی تونی از پس این کار بربیایی

در برخورد با این افراد به جای اینکه آن ها را متقاعد کنیم ، اصلا وارد بحث با آن ها نمی شویم وبا گفتن جمله مانند مرسی که گفتید باید دقیق تر فکر کنم،اصلا وارد بحث نشوید و انرژی خود تان را با بحث کردن با این افراد هدر ندهید.

صحابی باشید

صحابی یک ابر بزرگ از گاز و غبار است و در فضای بین کهکشانی وجود دارد و این ها محل تولید ستاره ها هستند.صحابی ها بسیار بزرگ هستند و از ذرات ریز گاز و غبار تشکیل شده اند.به شکلی است که اگر شما بخواهید از فضای صحابی عبور کنید ،هیچ چیزی به شما برخورد نمی کند ، چون از هم دور هستند.

در برخودر با افرادی که شما را مسخرخ می کنند از این تکنیک استفاده بکنید.اگر کسی با مسخره کردن ما ،چیزی به سوی ما پرتاب می کند اجازه ندهیم چیزی به ما برخورد کند.

این تکنیک چگونه کار می کند؟با یک دیالوگی نحوه استفاده کردن آن را مشخص می کنیم.

مثلا من به شخصی می گویم که تصمیم گرفته ام که یک کاری را انجام بدهم.

آن شخص می گوید : نه بابا موفق نمی شوی.

در این صورت آن شخص انتظار دارد من با او وارد بحث بشوم ولی با یک جمله حرف های آن را خنثی می کنیم و می گوییم که :

بله ممکن است که موفق نشوم

میگه: آخه بدبخت می شی ها!

_آره ممکنه بدبخت بشم

آیا میدانید که در گاو بازی چه کسی برنده می شود؟

کسی که بیشترین جای خالی را داده است نه کسی که با گاو درگیر شده است.

هر وقت کسی به شما با حرف هایشان چیزی را پرتاب کرد سعی کنید چیزی به شما برخورد نکند ، در این صورت است که شما میتوانید بدون توجه کردن به دیگران دنبال آرزو های خودتان بروید.

 

دانلود مقاله

 

 

 

۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *