نقش مغز های سه گانه در ارتباطات

انسان ها موجودات اجتماعی اند و ۴/۳ زمانی که بیدار هستند در حال ارتباط با دیگرانند.ولی اغلب ما در ارتباط با دیگران مسئله داریم و آن طور که دوست داریم نمی توانیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم.

ارتباطات ما با دیگران در غالب اطلاعاتی که از طریق کلام،لحن و زبان بدن ما رد و بدل می شود صورت می گیرد.و این اطلاعات توسط مغز های سه گانه دریافت می شود و آن را پردازش می کنند.

ما برای اینکه بتوانیم ارتباط خوب و موثر با دیگران برقرار کنیم باید مکانیزم مغز های سه گانه را بدانیم و بر اساس آن عمل کنیم.

تئوری مغز های سه گانه برای اولین بار توسط پروفسور پاول مک لین مطرح شد و مغز را به سه قسمت تقسیم بندی کرد:

  1. مغز منطقی
  2. مغز احساسی یا عاطفی
  3. مغز خزنده

 

مغز منطقی

مغز منطقی بیشترین مصرف انرژی را دارد و همیشه سعی می کند مصرف انرژی را به حداقل برساند.مغز منطقی از نامش پیداست که چه کاری را انجام می دهد.همیشه شرایط را زیر نظر دارد و اطلاعات را پردازش می کند و مسائل را حل می کند و در کل همیشه در حال حساب و کتاب کردن است .

همین الان که شما در حال مطالعه هستید مغز منطقی شما در حال فعالیت است و مطالب را دریافت می کند و آنها را پردازش می کند.و همیشه این سوالها را می پرسد که آیا با عقل جور در می آید یا نه؟ برای من چه فایده هایی دارد؟

مغز عاطفی یا  احساسی

مغز عاطفی بسیار احساساتی است و تمام احساساتی که ما تجربه می کنیم به وسیله مغز عاطفی صورت می گیرد.احساساتی مانند گریه کردن یا خندیدن،عشق و نفرت،شادی و لذت و…. .

علاوه بر اینها مغز عاطفی به موضوعات جالب توجه می کند مثلا وقتی که شما در حال مطالعه این مقاله هستید مغز عاطفی دنبال چیزی می گردد که برایش خوش آیند باشد و آن می تواند گوش دادن به موزیک یا چک کردن تلگرام و…باشد.

و همیشه این سوالها را دارد: آیا خسته کننده است یا نه؟ یا این آدم خوش می گذرد یا نه؟ دوست داشتنی است یا نه؟ مد روز است یا نه؟

 

مغز خزنده

کار اصلی مغز خزنده حفظ حالت موجود و زنده نگه داشتن ما است.و بسیار تنبل می باشد.مثلا وقتی که ما گرسنه می شویم یا تشنه می شویم مغز خزنده دست به کار می شود و یا وقتی که چیز خطرناکی می بنیم مغز خزنده دستور به فرار می دهد و ما فرار می کنیم چون مغز خزنده احساس خطر کرده است.

مغز خزنده دوست دارد هیچ گونه تغییری صورت نگیرد و همیشه به همان حالت ثابت بماند.و همیشه چندین سوال دارد: آیا خطرناک است یا نه؟ نمی شود بعدا انجام بدهم؟ چطور می شود هیچ تغییری نکنم؟ آیا راه فراری است؟

 

چگونه از تئوری مغز های سه گانه در ارتباطات استفاده کنیم؟

ما با استفاده از مغز های سه گانه می توانیم ارتباطات خودمان را محکم تر کنیم،که در ادامه راهکار ها را خواهم گفت.

اولین نکته این است که در ارتباطات نباید به مغز خزنده طرف مقابل احساس خطر یا زحمت بدهیم.این یعنی چی؟

یعنی اولا باید حریم خصوصی افراد را رعایت کنیم و وارد حریم خصوصی آنها نشویم تا مغز خزنده احساس ناامنی نکند

دوم اینکه نباید از کسی انتقاد کنیم و بخواهیم که تغییر کند.چون تغییر کردن برای مغز خزنده بسیار پرزحمت است و باعث می شود از خود دفاع کند و به همین دلیل است که افراد در هنگام مواجه با انتقاد،عصبانی می شوند.

و برای اینکه بتوانیم رابطه ها را محکمتر کنیم باید مغز عاطفی افراد را نوازش کنیم و این کار را از طریق تشویق کردن یا تحسین کردن می توانیم انجام بدهیم.

 

 

۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *