این مسئله ، سوال بسیاری از انسان ها است که چطور همیشه با انگیزه باشیم؟ و انگیزه خود را بالاتر ببریم؟

در واقع این یک سوال اشتباهی است مانند کسی است که نمیخواهد اتومیبل خود را روشن کند و به مسافرت برود، به دنبال سوخت اتومیبلش است.

در داشتن انگیزه هم چنین شرایطی حکم فرماست.درواقع باید این گونه سوال کنیم که من انگیزه را برای چه چیزی میخواهم ؟و با داشتن انگیزه قرار است چه کاری را انجام دهم؟

برای داشتن انگیزه وجود اجزایی لازم است واگر اینها نباشد انگیزه ایی هم نخواهد بود.مثلا اگر قرار نباشد به جایی سفر کنیم داشتن سوخت بحث خنده داری است.

 

مقاله پیشنهادی:قانون جذب چگونه عمل می کند؟

 

از اهرم رنج و لذت برای ایجاد انگیزه استفاده کنید

 

تمام رفتار های انسان را دو نیرو در کنترل خود دارد که آن دو نیرو عبارتند از:

 

فرار از ناراحتی و اشتیاق رسیدن به خوشی

این دو نیرو عامل حرکت هر انسانی است.این دو نیرو کنترل زندگی شما را برعهده دارد گاهی شما را به سمت جلو حرکت می دهد و گاهی شما را به عقب می راند.

هرکاری که در زندگی انجام میدهیم فقط  به خاطر فرار از ناراحتی و اشتیاق رسیدن به خوشی است.

مثلا افراد چاق از اضافه وزن خود ناراضی و ناراحت هستند و به خاطر همین میخواهند لاغر تر شوند و به خوشی که تناسب اندام دارد برسند.یا کسی که از صبح تا شب کار میکند به این دلیل نیست که عاشق کار کردن است، به این دلیل است که بی پولی او را ناراحت می کند و می خواهد به خوشی  ثروت برسد. یعنی باز هم دست یافتن به رضایت وخوشی. به هر حال همه افراد که درحال انجام دادن کاری هستند فقط به این دلیل است که به رضایت و خوشی برسند.

درتعیین هدف هم این مورد صدق میکند شما اهدافی را تعیین می کنید که به شما  احساس رضایت و خوشی می دهد.

 

 

 

چرا بازهم انگیزه ندارم

 

شاید برای شما هم این مسئله پیش آمده است که بعد از تعیین هدف هیچ گونه انگیزه ایی ندارید تا تلاشی برای رسیدن به آن انجام نمی دهید و به این موضوع هم آگاه هستید که بعد از رسیدن به آن رضایت و خوشحالی را کسب خواهید کرد

ولی هیچ گونه فعالیتی از شما دیده نمی شود.خب دلیلش را برای شما الان می  گویم. در این جا هم این قانون صدق می کند که ما تمام کارهای مان را فقط به خاطر فرار از ناراحتی و  اشتباق رسیدن به خوشی انجام می دهیم. ما به این خاطر کاری را شروع نمی کنیم که تصور میکنیم که شروع تلاش ناخوشایند تر از انجام ، ندادن آن است.به عبارتی دیگر با بیکار نشستن،درد و ناراحتی کمتری به سراغ ما می آید.

 

مقاله پیشنهادی:با افراد مسخره کننده چگونه برخورد کنیم؟

 

به عنوان مثال تصمیم گرفته اید که لاغر شوید و برای لاغر شدن هم باید رژیم بگیرید و هم ورزش کنید.  با شروع رژیم گرفتن و ورزش کردن در شما ایجاد ناراحتی می شود که این خلاف مکانسیم مغز است چون ما تمام کارهایمان را برای فرار از ناراحتی انجام میدهیم ولی دراین جا کاری را شروع می کنیم که مارا از خوشی به سمت ناراحتی پیش می برد و تلاش برای بدست اوردن ناراحتی و ناخوشی بندرت با  موفقیت همراه است.

خب الان این سوال برای شما پیش امده است که در این شرایط باید چه کاری انجام داد.من به شما  می گوییم:

باید نحوه ی شکل گیری احاس لذت  ناراحتی را تغییر داد.

فرض کنید از کسی می خواهید خواستگاری کنید اما هیچ گونه اقدامی را انجام نمی دهید.چرا؟؟ در ذهن شما این گونه برنامه ریزی شده است که اقدام کردن مساوی است با ناراحتی. به خودتان می گویید که اگر میتوانستم از او خواستگاری کنم چه عالی میشد و میتوانستم زندگی خوبی را با او داشته باشم.ولی از سوی دیگر این ندا به شما می گویید اگر پیشنهادت را رد کنده چه؟اگر  بهت علاقه نداشته باشد چه؟؟ در این صورت انتخاب کدام راه برای شما راحت تر است؟لذت رندگی کردن با او یا نارحتی رد  پیشنهادتان؟؟ به احتمال خیلی زیاد شما راه دوم راه در پیش می گیرید و هیچ گونه اقدامی را انجام نمی دهید چون  اجتناب از ناراحتی بسیار قوی تر از میل به لذت و خوشی است.

 

یکی را انتخاب کن تا انگیزه بیاید

 

بحث دیگری هم وجود دارد و آن هم این است که اگر قرار باشد بین دو مسئله ناراحت کننده یکی را انتخاب کنید چه می کنید؟؟همه ما در چنین شرایطی قرار گرفته ایم،اگر کاری را انجام دهیم برایمان  ناخوشایند است و اگر هم انجام دهیم باز هم ناخوشاایند است.

من در دوران مدرسه  درس عربی هیچ گونه علاقه ایی نداشتم و در طول سال عربی را مطالعه نمی کردم ولی در پایان ترم این مسئله که کاری را چه انجام بدهیم چه انحام ندهیم دچار ناراحتی میشویم را تجربه می کردم.

اگر به درس عربی نگاه نمی کردم در آن درس رد میشدم و مجبور بودم به خاطر آن درس دوباره از نو شروع کنم ولی از سوی دیگر به عربی علاقه نداشتم وخواند آن هم برایم ناراحت کننده بود. در این صورت باید من یکی را انتخاب میکردم یا کلا رد میشدم و از نو باید می خواند یا به  عربی نگاه می کردم و قبول میشدم. در این حالت باید یک را انتخاب می کردم که ناراحتی کمتری در من ایجاد میکرد ومن هم خواندن  عربی را انتخاب میکردم تا ناراحتی که رد شدن دارد را تجربه نکنم.

 

مقاله پیشنهادی:چرا در کارهای مان شکست می خوریم؟

 

اغلب افراد موفق به چنبن تعادلی رسیده اند انها نیروهای کشش به سوی خوشی و رانش از ناراحتی  راکه در زندگی سررشته ی همه امور را به دست دارند تحت کنترل گرفته اند. خود شما هم در بیشتر مواقع در این شرایط بوده اید و از میان بد و بدتر یکی را انتخاب کرده اید و به یکباره  به خود گفته اید که هی تکان بخور باید این کار راتمام کنید همین الان. چون به وضوخ دیده  اید که انجام ندادن آن به مراتب دردناک تر  از انجام دادن آن است.

 

چرایی هدف در شما انگیزه ایجاد می کند

 

 

 

 

اینجا سه دسته افراد رو با هم بررسی  میکنیم اولین دسته کسانی هستند که کلا تو زندگیشون هدف ندارند و بادی به هر جهت زندگی میکنند و دیگران برای زندگی انها تصمیم میگیرند.

 دسته دوم انهایی هستند که هدف دارند ولی دلیل کافی برای رسیدن به هدف خودشون رو ندارند و  عموما بعد از مدتی کلا هدفشون رو فراموش میکنند.

 دسته سوم هم هدف دارند و هم دلیل کافی برای رسیدن به هدف ،این افراد همان افراد موفق جامعه هستند که توانستند به اهدافشون برسند .

اگر شما دوست عزیز جزء دسته اول هستید این خبر اصلا خوشایند نیست و باید هر چه زود تر درباره زندگی خودتون تصمیم بگیرید.

اگر جزء دسته سوم هستید  به شما تبریک میگویم و امیدوارم به موفقیت های بیشتری هم برسید .

فرض کنید تصمیم گرفته اید که لاغر شوید و مدتی هم ورزش و رژیم گرفته اید چرا بعد  از مدتی رها میکنید؟ من الان به شما میگوییم: چون دلیل محکم برای لاغر شدن خودتون پیدا نکردید. اگر که میخواهید تو هدفتان ثابت قدم باشید اولین کار این است که دلیل خودتون رو  برای رسیدن به هدفتان رو مشخص کنید.

 

 

دانلود مقاله به صورت پی دی اف

 

 

۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *